در سالهای اخیر، صنعت جهانی نفت با چالشهای متعددی روبرو بوده است: فشار گذار انرژی، ریسکهای ژئوپلیتیکی، الزامات انضباط سرمایه و نوسانات قیمت نفت. با این حال، در اوایل سال ۲۰۲۶، دو پروژه بزرگ به طور همزمان ظهور کردند - پروژه شل در نیجریه و پروژه توتال انرژی و کونوکو فیلیپس در لیبی - که هر کدام با مقیاس سرمایهگذاری بالقوه تا ۲۰ میلیارد دلار.
پشت این دو پروژه بزرگ، نه تنها موقعیتیابی مجدد استراتژیک غولهای نفتی بینالمللی مانند شل، اکسون موبیل، توتال انرژیز و کونوکو فیلیپس در قاره آفریقا قرار دارد، بلکه بازتابی از ارزش استراتژیک آفریقا به عنوان یک مرز جدید برای عرضه جهانی نفت و گاز نیز هست.
۰۱. دو قرارداد کلان ۲۰ میلیارد دلاری
در نیجریه، اعلامیه ویل ساوان، مدیرعامل شل، مبنی بر سرمایهگذاری بالقوه ۲۰ میلیارد دلاری در توسعه میدان نفتی بونگا ساوت وست، موجی را در بازار جهانی انرژی ایجاد کرد.
در همین حال، در لیبی، توافقی که توسط توتال انرژیز و کونوکو فیلیپس امضا شده است، قرار است تولید روزانه سرمایهگذاری مشترک واها اویل را از حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز به ۸۵۰ هزار بشکه در روز بیش از دو برابر کند. بر اساس این توافق، سرمایهگذاری در طول ۲۵ سال میتواند به ۲۰ میلیارد دلار برسد.
پروژه بونگا ساوت وست شل در نیجریه
پس از دیداری با بولا تینوبو، رئیس جمهور نیجریه، وائل ساوان، مدیرعامل شل، به طور عمومی اعلام کرد که این شرکت به همراه شرکای خود در حال پیشبرد پروژه بونگا ساوت وست (BSW) است. در صورت رسیدن به مرحله تصمیم نهایی سرمایهگذاری (FID)، کل سرمایهگذاری میتواند به ۲۰ میلیارد دلار برسد. این پروژه که در آبهای عمیق دلتای نیجر در نیجریه واقع شده است، تخمین زده میشود که ۸۲۰ میلیون بشکه ذخایر نفت خام داشته باشد و ظرفیت تولید اوج آن ۲۲۰,۰۰۰ بشکه در روز باشد. تقریباً ۱۰ میلیارد دلار از این سرمایهگذاری به هزینههای سرمایهای اختصاص یافته است، در حالی که مابقی هزینههای عملیاتی و سایر هزینهها را پوشش میدهد که همگی مستقیماً به اقتصاد نیجریه تزریق خواهند شد.
بونگا ساوت وست، پروژه پیشگام شل در آبهای عمیق در نیجریه است که شرکای آن شامل اکسون موبیل، توتال انرژی، اِنی و شرکت ملی نفت نیجریه (NNPC) هستند. شل بیشترین سهم را در این پروژه دارد. این پروژه به دلیل ریسکهای نظارتی، هزینهای و ژئوپلیتیکی برای مدتی طولانی متوقف شده بود. با این حال، در سالهای اخیر، دولت نیجریه مشوقهای سرمایهگذاری مانند مزایای مالیاتی و فرآیندهای تأیید سادهشده را معرفی کرده است که "مسیر سرمایهگذاری روشنی" را برای شل فراهم کرده است. ساوان اظهار داشت که این شرکت در ماههای آینده کار پیش از تصمیم نهایی سرمایهگذاری (FID) را آغاز خواهد کرد و هدف آن رسیدن به تصمیم نهایی سرمایهگذاری تا سال ۲۰۲۷ است.
این پروژه برای شل اهمیت بسزایی دارد. در سالهای اخیر، این شرکت خروج خود را از عملیات خشکی نیجریه که انتشار گازهای گلخانهای بالایی دارد و اغلب درگیر اختلافات زیستمحیطی است، تسریع کرده و در عوض تمرکز خود را بر داراییهای آبهای عمیق معطوف کرده است تا با هدف "انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰" خود همسو شود. تنها در سال ۲۰۲۴، شل ۵.۳۴ میلیارد دلار مالیات و سایر هزینهها را به نیجریه پرداخت کرد - بیش از هر کشور دیگری - که تعهد بلندمدت آن را به این بازار برجسته میکند.
پروژه نفت واها شرکتهای توتالانرژی و کونوکو فیلیپس در لیبی
دولت لیبی قراردادی ۲۵ ساله با شرکتهای توتالانرژی و کونوکو فیلیپس برای توسعه میادین نفتی از طریق سرمایهگذاری مشترک شرکت نفت واحه امضا کرده است که انتظار میرود کل سرمایهگذاری آن بیش از ۲۰ میلیارد دلار باشد. این قرارداد با هدف افزایش ظرفیت تولید بلوک واحه از حدود ۳۵۰ هزار بشکه در روز به ۸۵۰ هزار بشکه در روز، شامل توسعه چهار میدان نفتی جدید و یک برنامه جامع اکتشاف در ۱۹ منطقه امتیازی است. مقامات لیبی تخمین میزنند که این پروژه در طول عمر خود بیش از ۳۷۶ میلیارد دلار درآمد برای کشور ایجاد خواهد کرد.
لیبی زمانی بزرگترین تولیدکننده نفت آفریقا بود و تولید آن قبل از جنگ داخلی سال ۲۰۱۱ به سطوحی نزدیک به عربستان سعودی میرسید. تولید پس از جنگ به طور مداوم پایین باقی ماند، اما در سال ۲۰۲۵، میانگین تولید آن به ۱.۳۷ میلیون بشکه در روز رسید که بالاترین سطح در ۱۲ سال گذشته است. این توافق نشاندهنده بازگشت غولهای نفتی بینالمللی به لیبی است که از ذخایر ارزانقیمت و با کیفیت بالای نفت خام آن برای تکمیل عرضه جهانی بهره میبرند.
علاوه بر این، به گفته ولید الّافی، وزیر مشاور لیبی در امور ارتباطات و سیاسی، علاوه بر توافقنامه همکاری امضا شده با توتالانرژی و کونوکو فیلیپس، چندین توافقنامه دیگر نیز منعقد شده است. این توافقنامهها شامل توافقی با شورون در مورد فرصتهای سرمایهگذاری، به ویژه در مورد چشماندازهای اکتشاف در حوضه سرت و بازسازی میادین نفتی بالغ، و همچنین توافقنامه لجستیک و اکتشاف انرژی با مصر است. علیرغم عدم قطعیتهای سیاسی باقیمانده، اصلاحات لیبی که دوستدار سرمایهگذار است و پتانسیل عظیم آن، توجه جهانی را به خود جلب کرده است.
هر دو پروژه شامل سرمایهگذاریهایی به ارزش تقریبی ۲۰ میلیارد دلار هستند که نشان میدهد آفریقا به یکی از مناطق کلیدی تبدیل شده است که غولهای نفتی همچنان مایل به تعهد سرمایه قابل توجهی در آن هستند، حتی در دورهای از انضباط مالی.
۰۲. چرا آفریقا
در زمانی که غولهای نفتی به طور فزایندهای بر انضباط هزینههای سرمایهای تأکید میکنند، چرا دو قرارداد بزرگ ۲۰ میلیارد دلاری یکی پس از دیگری در آفریقا منعقد شده است؟ دلایل آن ارتباط نزدیکی با ذخایر عظیم نفت و گاز آفریقا، مزایای هزینهای و بهبود مستمر در محیط بازار و سیاستگذاری آن دارد.
ذخایر نفت و گاز و مزایای هزینهای پایین
آفریقا دارای برخی از غنیترین منابع نفت و گاز کشف نشده جهان است. بر اساس دادههای سال ۲۰۲۵، لیبی ذخایر اثبات شدهای در حدود ۴۸.۳ تا ۵۰ میلیارد بشکه دارد و در آفریقا رتبه اول را به خود اختصاص داده است؛ نیجریه با حدود ۳۷ میلیارد بشکه در رتبه دوم قرار دارد. کشورهایی مانند الجزایر، مصر و آنگولا نیز در میان برترینها قرار دارند. آفریقا به طور کلی حدود ۷ تا ۸ درصد از ذخایر اثبات شده جهانی را به خود اختصاص داده است، با این حال سطح اکتشافات آن نسبتاً پایین باقی مانده است و بسیاری از حوضهها هنوز در مرحله "مرزی" قرار دارند.
هزینههای تولید نفت خام لیبی به طور استثنایی پایین است و بسیاری از میادین نفتی با هزینهای کمتر از ۲۰ دلار در هر بشکه فعالیت میکنند که بسیار پایینتر از میانگین جهانی است. این امر به پروژههای لیبی بازدهی بالایی در میان قیمتهای متغیر نفت میدهد. اگرچه توسعه آبهای عمیق در نیجریه پرهزینهتر است، اما نفت خام با کیفیت بالا، زیرساختهای نسبتاً بالغ و اجتناب از خطرات سرقت نفت در خشکی و درگیریهای اجتماعی را ارائه میدهد.
عرضه جهانی نفت با عدم قطعیتهایی روبرو است. کاهش تولید اوپک پلاس، محدودیت صادرات روسیه، ریسکهای ژئوپلیتیکی در خاورمیانه و جایگزینی ناکامل سوختهای فسیلی توسط گذار انرژی به این معنی است که ظرفیت تولید جدید در ۱۰ تا ۱۵ سال آینده مورد نیاز خواهد بود. نهادهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیشبینی میکنند که اوج تقاضای نفت ممکن است تا اواسط دهه ۲۰۳۰ به تعویق بیفتد و ظرفیت تولید کمهزینه آفریقا را به عنوان یک مکمل حیاتی معرفی میکنند.
محیط بازار و سیاست بهبود یافته
در سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶، قیمت نفت در محدودهای نسبتاً معقول (۶۰ تا ۸۰ دلار آمریکا در هر بشکه) باقی ماند، با این حال موجودی جهانی افزایش یافت و بازار به سمت مازاد عرضه گرایش پیدا کرد. شرکتهای بزرگ نفتی بر «انضباط سرمایهای» تأکید کردهاند و پروژههایی با بازده بالا و ریسکهای قابل مدیریت را در اولویت قرار دادهاند. کشورهای آفریقایی با مشوقهایی پاسخ دادهاند: مزایای مالیاتی «مرتبط با سرمایهگذاری» نیجریه و توافقنامههای بلندمدت امتیازدهی و تعهدات اکتشافی لیبی، موانع ورود را کاهش دادهاند.
علاوه بر این، غولهای نفتی بینالمللی در حال تغییر از داراییهای پرخطر خشکی به سمت پروژههای آبهای عمیق و بازسازی میادین نفتی بالغ هستند. شل از عملیات خشکی در نیجریه دور شده تا بر منابع آبهای عمیق تمرکز کند، در حالی که پروژه لیبی تولید را در میادین بالغ افزایش میدهد. این تعدیلها با استراتژی "بهینهسازی پرتفوی" همسو است و در عین حال نیاز سهامداران به بازده را برآورده میکند.
03. مزایای فنی محرک انتخاب شرکتهای بزرگ نفتی در آفریقا
تبدیل ذخایر فراوان نفت و گاز به تولید و درآمد ملموس به ناچار نیازمند پشتیبانی فنی است. در پشت سرمایهگذاریهای چند میلیارد دلاری غولهای نفتی در آفریقا، نه تنها قدرت سرمایه آنها، بلکه انتخابی عمیقاً همسو با قابلیتهای فنی آنها نهفته است.
مزایای فناوری توسعه آبهای عمیق در نیجریه
منطقه بونگا ساوت وست نیجریه در آبهای عمیق واقع شده است، با عمقهایی بیش از ۱۰۰۰ متر که نیازمند فناوریهای پیشرفته آبهای عمیق است. شل در سال ۲۰۰۵ با پروژه اصلی بونگا، فناوریهایی مانند شناورهای تولید، ذخیرهسازی و تخلیه (FPSO)، سیستمهای تولید زیردریایی و قابلیتهای کنترل از راه دور را معرفی کرد. این فناوریها برای بونگا ساوت وست بیشتر بهینهسازی خواهند شد.
FPSO به عنوان یک "کارخانه شناور" برای توسعه آبهای عمیق عمل میکند و قادر به جداسازی، ذخیرهسازی و صادرات نفت خام است. شل قصد دارد برای BSW یک FPSO نسل بعدی مناقصه کند که از ظرفیت تولید بالاتر و عمر عملیاتی طولانیتر پشتیبانی میکند. فناوریهای زیردریایی شامل پمپهای چندفازی، خطوط لوله زیردریایی طولانی و سیستمهای تولید زیردریایی کاملاً یکپارچه است که عملیات کارآمد را در شرایط سخت امکانپذیر میسازد و در عین حال تعداد سکوها و هزینههای کلی را کاهش میدهد.
شل بیش از دو دهه تجربه در بخش آبهای عمیق نیجریه اندوخته است و شرکای آن مانند اکسونموبیل و توتالانرژی نیز قابلیتهای مشابهی دارند. این مانع فناورانه به غولهای بینالمللی اجازه میدهد تا بر مناطق آبهای عمیق آفریقا تسلط داشته باشند و در کوتاهمدت، پیشرفت بازیکنان نوظهور را دشوار میسازد. پروژههای آبهای عمیق، با چرخههای عمر طولانی و پروفیلهای تولید پایدار خود، برای محیط انضباط سرمایهای فعلی کاملاً مناسب هستند.
مزایای فناوری ازدیاد برداشت نفت (EOR) در لیبی
پروژه واحه در لیبی بر میادین نفتی بالغ تمرکز دارد و از فناوریهای ازدیاد برداشت نفت (EOR) برای افزایش نرخ برداشت استفاده میکند. تکنیکهایی مانند تزریق آب، تزریق گاز (CO₂ یا نیتروژن) و تزریق مواد شیمیایی میتوانند نرخ برداشت را از ۳۰٪ به بیش از ۵۰٪ افزایش دهند. شرکت نفت واحه مدتهاست که از روشهای EOR استفاده میکند و شرکای بینالمللی فناوریهای پیشرفتهتری از جمله حفاری افقی، شکست هیدرولیکی چند مرحلهای و نظارت هوشمند تزریق-تولید را به ارمغان میآورند.
میادین نفتی لیبی از شرایط زمینشناسی مساعد و نفوذپذیری بالای مخزن بهره میبرند که آنها را برای EOR مناسب میسازد. توتال انرژی و کونوکو فیلیپس تجربه گستردهای در زمینه EOR در شمال آفریقا دارند که امکان افزایش سریع تولید را فراهم میکند. این پروژه همچنین شامل اکتشاف بلوکهای جدید، ادغام مطالعات لرزهنگاری سهبعدی، حفاری بهینه و فناوریهای دوقلوی دیجیتال برای کاهش ریسکها است.
در مجموع، مزایای فناورانه پروژههای آفریقایی عبارتند از: بهکارگیری فناوریهای بالغ توسط غولهای بینالمللی در مناطق با پتانسیل بالا و کمتر کاوششده، که بازدهی بالایی را به همراه دارد؛ موانع فنی بالای آبهای عمیق و ازدیاد برداشت نفت (EOR)، که ایجادکننده مزیتهای رقابتی است؛ و کاهش بیشتر هزینهها از طریق دیجیتالیسازی و اتوماسیون.