در سپتامبر ۲۰۲۶، شرکت سعودی دلتا انرژی (Delta Energy) مجموعهای از قراردادهای اکتشاف و توسعه نفت و گاز را با افغانستان امضا کرد که شامل اکتشاف در حوضه کوشک-تیرپل در غرب، مطالعه استفاده از گاز طبیعی در هرات، و پیشنهاد خط لوله ۷۰۰ کیلومتری گاز طبیعی فرامرزی با نام «سنترگاز – کریدور رفاه» میشود. سرمایهگذاری خط لوله تا ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده است، در حالی که مقیاس سرمایهگذاری بالقوه کل خوشه پروژه میتواند به ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار برسد.
برای کشوری که مدتها درگیر جنگ بوده، زیرساختهایش ویران شده و به رسمیت شناخته شدن بینالمللیاش زیر سؤال است، این توافق بدون شک مهمترین سرمایهگذاری خارجی در بخش انرژی افغانستان در سالهای اخیر است و اهمیت آن آشکار است. در حال حاضر، نفت تولیدشده در داخل افغانستان تنها ۱۵.۷ درصد از مصرف ملی را تأمین میکند. وزیر معادن و نفت افغانستان، هدایتالله بادری، صراحتاً اعلام کرده است که امیدوار است از طریق اکتشاف و توسعه به خودکفایی در گاز طبیعی دست یابد. برای کشوری با تولید ناخالص داخلی سرانه تنها چند صد دلار و وابستگی شدید به واردات انرژی، توسعه داخلی منابع نفت و گاز نه تنها به امنیت انرژی، بلکه به تعادل مالی و بازسازی اقتصادی نیز مربوط میشود.
پس دقیقاً سرمایه سعودی چه چیزی در آن میبیند؟
۰۱. طرح سرمایهگذاری ۱۰ میلیارد دلاری
در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶، وزیر معادن و نفت افغانستان، هدایتالله بدری، و مدیرعامل دلتا انرژی، شاهر الطاقی، این توافقنامه را به نمایندگی از هر دو طرف امضا کردند. قابل توجه اینکه زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین ایالات متحده در امور افغانستان، در مراسم امضا حضور داشت. پس از این نشست، خلیلزاد گفت که این توافق «نشان میدهد افغانستان آماده انجام تجارت است.»
شرایط اصلی این توافق از سه بخش تشکیل شده است:
ابتدا، یک قرارداد مشارکت در اکتشاف و تولید. شرکت دلتا انرژی حقوق اکتشاف و توسعه در حوضه کوشک-تیرپل را به دست آورد. این حوضه در ولایات هرات و بادغیس در غرب افغانستان واقع شده است. این قرارداد حدود ۲۳٬۳۱۷ کیلومتر مربع را پوشش میدهد که به ۱۱ بلوک تقسیم شده است. مدت قرارداد ۲۵ سال است که شامل یک دوره اکتشاف ۸ ساله میشود. سرمایهگذاری اولیه ۲۰۰ میلیون دلار است که برای مطالعات زمینشناسی و ژئوفیزیکی، اکتشاف لرزهای، حفاری اکتشافی و ارزیابی مخزن استفاده خواهد شد.
دوم، مطالعه استفاده از گاز طبیعی. دلتا تأمین مالی و انجام مطالعهای درباره استفاده از گاز طبیعی در منطقه هرات، شامل پارک صنعتی هرات، شهر هرات و سایر مناطق تعیینشده را بر عهده خواهد گرفت و چشماندازهای استفاده از گاز طبیعی برای تولید صنعتی، تولید برق و سایر نیازهای انرژی را ارزیابی خواهد کرد.
سوم، مطالعه خط لوله سنتگاز. چشمگیرترین بخش، پیشنهاد یک خط لوله گاز طبیعی به طول ۷۰۰ کیلومتر با نام رمز «سنتگاز – کریدور رفاه» است. این خط لوله از نزدیکی منطقه گذره در ولایت هرات آغاز شده و در منطقه سپین بولدک در ولایت قندهار نزدیک مرز پاکستان پایان مییابد. دلتا برآورد میکند که تنها این خط لوله حدود ۱۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری و یک دوره ساخت ۱۰ ساله نیاز دارد.
دلتا انرژی در بیانیه مطبوعاتی خود دو برآورد سرمایهگذاری متفاوت ارائه کرد: حدود ۵۰ میلیارد دلار در طول ۲۵ سال برای کل خوشه پروژه، یا حدود ۶۰ میلیارد دلار در طول ۱۰ سال برای اکتشاف، توسعه میدان نفتی، بهرهبرداری از گاز طبیعی، خطوط لوله و تأسیسات مرتبط به صورت ترکیبی. این شرکت دو رقم را با هم تطبیق نداد و صراحتاً اعلام کرد که هر دو برآورد مشروط هستند و نشاندهنده سرمایهگذاری متعهدشده نیستند.
دلتا انرژی تأکید کرد که ساخت خط لوله به اکتشاف موفق، تأیید ذخایر کافی، امکانسنجی فنی و اقتصادی، تأمین مالی، تأییدات نظارتی و تصمیم نهایی سرمایهگذاری بستگی دارد. شیخ بدر محمد العیبان، رئیس گروه بینالمللی دلتا هلدینگ، گفت که این شرکت به صورت مرحلهای پیش خواهد رفت، ابتدا با اکتشاف و ارزیابی فنی، و سپس تصمیم خواهد گرفت که آیا وارد مراحل توسعه بعدی شود.
تقریباً همزمان، افغانستان نیز توافقنامهای به ارزش ۱۳.۸ میلیون دلار با شرکت روسی TNG امضا کرد که شامل خدمات نظارتی و مشاورهای برای حوضه نفتی آمو دریا و ساخت یک تأسیسات تولید انعطافپذیر با ظرفیت فرآوری روزانه ۲٬۰۰۰ تن در بلوک زمرد سای است. علاوه بر این، ازبکستان پیشتر در سپتامبر ۲۰۲۵ توسعه میدان گازی توتي-میدان در شمال افغانستان را آغاز کرده بود؛ ذخایر برآوردی این میدان حدود ۳ تریلیون متر مکعب است و کل سرمایهگذاری پیشبینیشده به ۱ میلیارد دلار خواهد رسید. افغانستان همزمان در حال جذب سرمایه از چندین طرف—عربستان سعودی، روسیه، ازبکستان، چین و دیگران—به بخش انرژی خود است.
۰۲. سرمایه سعودی چه چیزی میبیند؟
عامل اصلی گرایش سرمایه عربستان به افغانستان، برخورداری این کشور از منابع طبیعی است. تاریخ اکتشاف نفت و گاز افغانستان به دوران شوروی بازمیگردد. در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، اتحاد جماهیر شوروی سرمایهگذاری سنگینی در بررسیهای زمینشناسی و زیرساختها در شمال افغانستان انجام داد. در اوج خود در اواخر دهه ۱۹۷۰، افغانستان سالانه تا ۳ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به اتحاد جماهیر شوروی صادر میکرد. دهههای بعدی جنگ باعث فروپاشی تولید و فرسودگی و تخریب زیرساختها شد.
بر اساس دادههای یک تیم ارزیابی مشترک از سازمان زمینشناسی ایالات متحده (USGS) و وزارت معادن و نفت افغانستان، میانگین منابع نفت خام کشفنشده در شمال افغانستان حدود ۱.۶ میلیارد بشکه و گاز طبیعی حدود ۱۶ تریلیون فوت مکعب است. برآوردهای دیگر نشان میدهد که ذخایر نفت خام افغانستان در سراسر کشور ممکن است به ۱.۸ میلیارد بشکه برسد. ارزیابی پیوسته منابع سال ۲۰۲۶ سازمان زمینشناسی ایالات متحده از حوضه آمودریا (شامل ترکمنستان، ازبکستان و افغانستان) میانگین منابع قابل بازیافت فنی را ۵۱۹ میلیون بشکه نفت خام و ۸۲.۹ تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی نشان میدهد. برای بخش افغانستان در حوضه آمودریا، برخی نهادها نفت خام قابل بازیافت را حدود ۹۶۲ میلیون بشکه و گاز طبیعی را حدود ۵۲ تریلیون فوت مکعب برآورد میکنند.
ذخایر اثباتشده گاز طبیعی افغانستان در حال حاضر بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیارد متر مکعب برآورد میشود، در حالی که منابع بالقوه ممکن است حتی بیشتر باشد. استانهای شمالی هممرز با ترکمنستان و ازبکستان دارای غنیترین منابع گاز طبیعی توسعهنیافته هستند. ذخایر برآوردی میدان گازی توتي-میدان به تنهایی به ۳ تریلیون متر مکعب میرسد که نشاندهنده مقیاس قابل توجه پتانسیل منابع آن است.
علاوه بر این، موقعیت جغرافیایی افغانستان برای ارزش استراتژیک انرژی آن محوری است. زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور افغانستان، پس از مراسم امضا اشاره کرد که افغانستان مدتهاست به عنوان یک «پل زمینی» connecting آسیای مرکزی (منطقهای غنی از منابع) و جنوب آسیا (منطقهای پرجمعیت با تقاضای عظیم منابع) در نظر گرفته میشود، و اکنون، علاوه بر نقش آن به عنوان پل، انتظار میرود خود افغانستان نیز به منبعی سرشار از منابع برای بازارهای جهانی، به ویژه بازار جنوب آسیا، تبدیل شود.
این ارزیابی مستقیماً به قصد استراتژیک خط لوله سنتگاز اشاره دارد. این خط لوله از هرات تا سپین بولدک (در مرز پاکستان) امتداد مییابد و اساساً یک کریدور صادراتی برای انتقال منابع گاز طبیعی از غرب افغانستان به پاکستان و بازارهای جنوب آسیا ایجاد میکند. با توجه به اینکه خط لوله گاز طبیعی ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (تاپی) در حال پیشرفت است—پیوند تقریباً ۱۵۳ کیلومتری سرخس-هرات آن در افغانستان در سپتامبر ۲۰۲۴ کلنگزنی شد و خط کامل تاپی با ظرفیت انتقال سالانه ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز طراحی شده است—سنتگاز و تاپی از نظر مسیر رابطهای از همافزایی و رقابت دارند. هر دو از هرات عبور میکنند و هر دو بازار جنوب آسیا را هدف قرار میدهند. اگر سنتگاز محقق شود، یک کریدور صادراتی مستقل برای منابع خود افغانستان ایجاد خواهد کرد، نه صرفاً خدمت به عنوان کشور ترانزیت برای منابع ترکمنستان.
در بستر گذار انرژی جهانی، عربستان سعودی بهطور فعال در حال گسترش داراییهای نفت و گاز خود در خارج از کشور است تا نفوذ انرژی جهانی خود را تثبیت کند. منابع نفت و گاز استفادهنشده افغانستان، موقعیت آن در مجاورت بازارهای جنوب آسیا با رشد بالا، و وضعیت حساس کنونی تعامل عملی جامعه بینالمللی با رژیم طالبان، همگی با هم پنجرهای از ریسک و پاداش را تشکیل میدهند. اظهار نظر رئیس دلتا مبنی بر اینکه «این بسیار فراتر از یک سرمایهگذاری در نفت و گاز است» دقیقاً به این نوع موقعیتیابی استراتژیک ژئواکونومیک اشاره دارد.
برای صنعت جهانی نفت و گاز، افغانستان در حال بازگشت به نقشه منابع از گوشهای فراموششده است. اگرچه دادههای ارزیابی USGS ذخایر تجاری نیستند، اما برای نشان دادن اینکه پتانسیل منابع آن را نمیتوان نادیده گرفت کافی هستند. به عنوان بخشی از سیستم نفت و گاز آسیای مرکزی، شرایط تجمع زمینشناسی حوضه آمودریا با میادین گازی توسعهیافته در ترکمنستان و ازبکستان قابل مقایسه است. اگر اکتشاف دلتا انرژی به پیشرفتی دست یابد، افغانستان میتواند به یک گره تأمین جدید در کریدور انرژی آسیای مرکزی–جنوب آسیا تبدیل شود.
با این حال، از سرمایهگذاری اولیه ۲۰۰ میلیون دلاری اکتشاف تا خط لوله ۱۰ میلیارد دلاری، موانع متعددی در میان آن وجود دارد، از جمله خطرات زمینشناسی، چالشهای تأمین مالی، محیط امنیتی و به رسمیت شناخته شدن بینالمللی. در هر صورت، این معامله آغاز دور جدیدی از رقابت میان سرمایههای بینالمللی در بخش انرژی افغانستان را نشان میدهد.